تبلیغات
حیاط خلوت - برد مغرورانه آلمان رو بهت تبریک میگم!


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

ابر برچسبها:

آمار وبلاگ:

p30java

Admin Logo themebox

برد مغرورانه آلمان رو بهت تبریک میگم!

نوشته شده توسط:سپیده .
چهارشنبه 18 تیر 1393-01:39 ب.ظ

به یاد چهار سال پیش؛ وقتی همه چی از این جام جهانی شروع شد. وقتی اسمتو پای کامنتای دوستان تو فیس بوک میدیدمو کل کل هاتو پای هواداری آلمان.وقتی فقط بابت کل کل جواب هواداری هلندِ من رو می دادی و من هنوز نمی شناختمت.
-راستش الان فهمیدم یه اشتباهی تو این تاریخ هست. یا 18تیر نبوده یا اینکه قبل از بازی فینال بود.-
هرساله تیرماه اتفاقای ناگواری می افتاد و تو پای نحسی این روز میگذاشتی. با اینکه به روز آشنایی مون احترام میذاشتی.(حتی تا چند ماه بعد از تیر روز هجدم هر ماه رو جشن میگرفتیم.) سال اول که ما رفتیم شمال و اون حرفا و دلخوریا پیش اومد. سال بعدش بعد از امتحانای ترم آخر بود که باز از اول شروع شد و سال پیش که اصن قرار بود همه چی تموم شه ولی 6-7ماه بعدش قاطعانه تموم شد... امسال ولی اتفاق خاصی نیفتاد و اصلا قرار هم نیست بیفته! بالاتر از سیاهی که رنگی نیست از این بیشتر چی میخواست بشه؟ و اینگونه شد که نحسی 18تیر سال 93 برداشته شد.
دیشب که بازی رو می دیدم. کلی خوشحال شدم. بخاطر تو دلم می خواست آلمان ببره که چجورم برد! گل پنجم رو که زد گفتم الان خوشحاله و با تصور خوشحالیت منم سراز پا نمی شناختم.
4سال تموم شد. با جام جهانی 2010 شروع شد و با جام جهانی 2014 پرونده همه اتفاقای خوب و بدمون بسته شد.همونطور که قراره پرونده جام 14 هم با فینال آلمان و هلند بسته شه!!!

***با اینکه از همون بچگی همیشه دلم میخواست تو هر بازی ای هلند برنده باشه اما اگه تو فینال این جام آلمان
هلند ببره بدم نمیاد. دیگه حس کل کل ندارم خیلی وقته تو هم اینو میدونی! از وقتیکه بهم گفتی روحیه جنگجوییتو از دست دادی تو هم فهمیده بودی. دلم می خواد شاد باشی حتی اگه با برد تیم محبوبت برابره تیم محبوب من باشه. شاید اینجوری بخوای همه کل کل هامون تلافی شه!

بهرحال برد مغرورانه آلمان برابر برزیل که با 7تا گل خنده به لبات آورده رو بهت تبریک میگم. امیدوارم مثه تیم محبوبت همیشه برنده باشی دوست خوبم :)

به یاد چهار سالی که گذشت!


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 18 تیر 1393 02:13 ب.ظ

سعیده
شنبه 21 تیر 1393 02:23 ق.ظ
خب، اینکه این یه پست مخاطب خاص داره و بنده نباید اظهار نظر کنم رو میدونم. ولی دلم میخواد نظر بدم اصلا :| :دی

همه اینا که گفتی یه طرف، اون از دست دادن روحیه جنگجویی یه طرف..
به نظر من یه دختر وقتی دیگه نمیجنگه یعنی کار خیلی میلنگه.. وقتی دیگه نمیخواد، نمیتونه..
شاید این حرف مسخره به نظر برسه ولی چند سال پیش، وقتی شاید به جایی رسیده بودم خیلی بدتر از جایی که الان هستی و البته خیلی متفاوت تر، یکی برام نوشت: هنوز هم خیلی دیر نیست، حالا هم که دارد باران میبارد و هنوز هیچ کس هیچ چیز نمیداند.. البته جز خدا..
نمیخوام امیدواری الکی بدم یا دلخوشت کم یا دلداریت بدم چون قطعا تنها کسی که میتونه حالتو بفهمه خودتی و خدا. تنها کسی که میتونه بفهمه تو این چهار سال چی گذشته بهتون..
فقط خواستم بگم به قول همون دوست،که الان همسرمه، هنوز هیچ کس هیچی نمیدونه سپید جان.. پس پرونده رو بسته شده ندون.. فقط خداست که میدونه..

پ ن: حالا بماند که هلندم خذف شد :(
التماس دعا.. :)
پاسخ سپیده . : فقط خداست که میدونه ... ولی اعتماد به دلای شکسته برنمیگرده :(
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.